دیدی ای یار من و توما نشدیم لایق کف زدن مردم دنیا نشدم
برچسب:
نویسنده: دانیال کوهی
من از هر قیدی و بندی جز خیال تو رها هستم
دراغوشت به احوال جهان بی اعتنا هستم
کنارت انقدر خوب است حالم که نمی فهمم
چه مدت پیش هم بودیم یا اصلا کجا هستم
اگر روزی فراموشی بگیرم باز خواهی دید
توتنها چهره ای هستی که با او اشنا هستم
ببین دیگر من از چشمت نگاهم را نمی دزدم
به حس اعتماد چشم هایت مبتلا هستم
برچسب:
نویسنده: دانیال کوهی
پاییزی را دوست دارم که بارانش فقط برای شستن غم هایت باشد با اینکه نیستی
برچسب:
نویسنده: دانیال کوهی